الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
587
علل الشرايع ( فارسي )
ابى عبد الله برقى ، از پدرش ، از كسى كه ذكرش نموده ، از ربيع نديم و صاحب منصور دوانيقى ، وى مىگويد : روزى منصور در محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بود مگسى بر او نشست ، منصور آن را پراند ، بار بر وى نشست و منصور براى بار دوّم آن را پراند ، مگس براى مرتبه سوّم بر او نشست ، وى به امام عليه السّلام عرض كرد : براى چه خداوند متعال مگس را آفريده است ؟ حضرت فرمودند : براى اين كه به واسطه اش ستمگران را خوار و ذليل كند . حديث ( 2 ) حسين بن احمد بن ادريس رضى الله عنه از پدرش ، از محمّد بن ابى صهبان ، از ابن ابى عمير ، از هشام بن سالم ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : اگر مگس بر روى طعام مردم نمىنشست تمام آنها مبتلا به جذام مىشدند . باب دويست و پنجاهم سرّ آفرينش سگ حديث ( 1 ) احمد بن محمّد بن محمّد بن عيسى علوى حسينى رضى الله عنه ، از محمّد بن ابراهيم بن اسباط ، از احمد بن محمّد بن زياد قطان ، از ابو الطيّب احمد بن محمّد بن عبد الله ، از عيسى بن جعفر علوى عمرى ، از پدرانش ، از عمر بن على ، از پدرش حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : از پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله سؤال شد : خداوند سگ را از چه آفريد ؟ حضرت فرمودند : حق تعالى آن را از آب دهان ابليس آفريد . محضر مباركش عرض شد : يا رسول الله چگونه ؟ حضرت فرمودند : هنگامى كه خداوند متعال آدم و حوّا را به زمين هبوط داد ، آن دو همچون دو جوجه لرزان مىلرزيدند ، ابليس نزد درندگانى كه پيش از آدم در زمين بودند رفت و به آنها گفت : دو پرنده از آسمان به زمين آمدهاند كه تا به حال بزرگتر از آنها ديده نشده ، برويم و آنها را بخوريد . درندگان به طرف ايشان حركت كردند و ابليس پيوسته ايشان را تحريص و ترغيب مىكرد و فرياد مىزد و درندگان را به مسافتى نزديك آدم و حوّا آورده بود ، از سرعت و شتاب در كلامش آب دهان او بيرون ريخت و خداوند متعال از آن آب دو سگ آفريد ، يكى نر و ديگرى ماده ، اين دو سگ در اطراف آدم و حوّا ايستادند سگ